تبليغاتX
فهمیرا

فهمیرا

وحدت شرقی؛

آن­چه می­توان در شرق کشور انجام داد.

سیاست جمهوری اسلامی ایران همواره وحدت­بخشی میان مذاهب شیعه و سنی بوده است. در عین حال دشمنان انقلاب اسلامی با نگاهی به قومیت­های مختلف ایرانی حربه­ی تفرقه­افکنی را حربه­ای مناسب و کارگر در کشور جهت از میان بردن انقلاب تشخیص داده­اند. تحرکات دشمنان ایران اسلامی در شرق کشور با استفاده از فرقه­ی ضاله­ی وهابیت چندی است ضرباتی را بر پیکره­ی نظام وارد می­کند و با طرح­های ستیزه­جویانه­ی دشمنان نظام نیات بلند­مدتی را جهت متفرق ساختن مردم در سر می­پروراند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در راستای مقابله با این حربه­ی دشمنان و هم­چنین ایجاد وحدت میان قومیت­ها و مذاهب در شرق کشور وارد عمل شده و مبتکرانه دست به برگزاری همایش­هایی برای اتحاد میان سران قبایل منطقه نموده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

با واسطه به توليت آستان شاه‌چراغ عليه‌السلام در راستاي اقدامات خود جهت گسترش و نمود بيش‌تر آستان، پيش‌نهاد برگزاري هم‌آيشي شد كه البته رنگ عمل هم به خود نديد.

بنا به اهميت امر «زيارت» و نقش و كاركردهاي بسيار بقاع متبركه در سرتاسر كشور، ترجيح دادم آن مطلب را در اين پست قرار دهم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

«... كساني كه مي‌گويند تمامي چيزهاي قديمي – بدون توجه به لزوم و عدم لزوم آن – بايد از بين برود، دشمن اسلام هستند؛ آن‌ها هم كه مي‌گويند نبايد در جامعه و اصول تعليم و تربيت تغييري داده شود، به دليل اين‌كه اين‌ها پيروي از ديگران است، نيز دشمن اسلام به شمار مي‌روند. آري، اسلام را اين دو گروه از بين برده‌اند...»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

از جزيره‌ي برنئوي غربي نامه‌اي توسط شخصي به نام «محمد بسيوني» به سردبير مجله‌ي المنار در آن زمان نوشته شده و طي آن پرسش‌هايي از «امیر شکیب ارسلان» پيرامون اوضاع كنوني مسلمانان شده است كه خلاصه‌ي آن چنين است:

1-  علت انحطاط و عقب ماندگي مادي و معنوي مسلمانان به خصوص مسلمانان جاوه1 و مالايا2 چيست؟ در حالي كه خداوند بزرگ در قرآن كريم به ما وعده داده است كه «لله العزه و لرسوله و للمؤمنين». اكنون مسلمانان چه عزتي دارند؟ آيا يك فرد مسلمان با آن وضع اسف‌بار خود، مي‌تواند به دليل اين آيه ادعاي عزت و بزرگي كند؟

2-  علت پيش‌رفت شگفت‌آور اروپايي‌ها و آمريكايي‌ها و ژاپني‌ها چيست؟ آيا مسلمانان مي‌توانند با حفظ آيين خودشان (دين اسلام) با به كار بستن وسائل ترقي آن‌ها به چنان مقامي برسند يا نه؟...

امیر شکیب ارسلان (دانش‌مند و مورخ) در پاسخ به آن، مقاله‌ي مفصلي نوشته كه خلاصه‌ي ترجمه‌ي آن كتاب «چگونه عظمت گذشته را بازيابيم؟» شده است. ترجمه و تلخيص آن را آقاي سيد عباس اهري انجام دادند و ناشر آن نشر «دين، علم» در قم بوده است. اين كتاب‌چه در 34 صفحه و با قيمت 35 ريال مي‌باشد. (يعني خودتان حدس بزنيد كه به چه زماني برمي‌گردد چون هيچ تاريخ چاپي در آن درج نشده است!)

 امير شكيب ارسلان با غير قابل انكار دانستن وضع نا به سامان مسلمانان سراسر جهان و آوردن مثال‌هايي در اين باره، مي‌نويسد: «بايد ديد چرا مسلمانان پس از ده قرن تمدن خيره كننده و پيش‌رفت شگفت‌آور و فرمان‌فرمايي عجيب، ناگهان عقب افتادند و قوس نزولي پيمودند!»

وي ابتدا درصدد برمي‌آيد تا با بررسي علل پيش‌رفت مسلمانان در گذشته، متوجه شود كه آيا مسلمانان كنوني از آن علل و اسباب برخوردارند يا خير.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم فروردین 1388ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

بابت تأخير در بروز رساني عذرخواهي مي‌كنم. دلايل متعددي داشت از جمله درنگ بيش‌تر بر سر برخي موارد اين مقوله و صد البته كم‌بود يا نبود فرصت تأمل.

در اين مجال ليست برخي كتب خدمت‌تان ارائه مي‌گردد كه در رابطه با فرضيه‌ي مطروحه در پست قبلي مطالعه شده يا در دست مطالعه است و يا دوستان مطالعه‌ي آنان را پيش‌نهاد داده‌اند.

در صورتي كه كتاب، مطلب يا منبعي مد نظرتان بود براي مطالعه و تكميل اين ليست لطف نموده حتما پيش‌نهاد دهيد.

 

  • تاريخ طبري، جلد اول، محمد بن جرير طبري، ترجمه ابوالقاسم پاينده، چاپ پنجم، 1375، اساطير
  • تاريخ الحكماء قفطي، تصحيح بهين دارائي، انتشارات دانشگاه تهران، 1347
  • شرح رساله‌ي رابطه‌ي علم و دين، ايت‌الله حسن حسن‌زاده‌ي آملي، شارح داود صمدي آملي، چاپ اول 1387، قم، انتشارات قائم آل محمد عليهم‌السلام
  • منزلت عقل در هندسه‌ي معرفت ديني، آيت‌الله جوادي آملي، تنظيم و تحقيق حجة‌الاسلام احمد واعظي، قم، اسراء، چاپ اول 1386
  • مكتب تفكيك، محمدرضا حكيمي، چاپ هشتم، بهار 83، قم، دليل ما
  • چيستي علم؛ درآمدي بر مكاتب علم‌شناسي فلسفي، آلن اف چالمرز، ترجمه‌ي سعيد زيباكلام، تهران، سمت، چاپ چهارم 1382
  • هرمس و سنت هرمسي، حسين كلباسي اشتري، تهران، نشر علم، چاپ اول 1386
  • فلسفه‌ي تجدد در ايران، موسي نجفي، تهران، مؤسسه‌ي انتشارات اميركبير، چاپ اول 1383
  • رابطه‌ي منطقي دين و علوم كاربردي، عليرضا پيروزمند، تهران، موسسه‌ي انتشارات اميركبير، چاپ اول 1376
  • درآمدي بر آزادانديشي و نظريه‌پردازي در علوم ديني، دفتر اول، دبيرخانه‌ي نهضت آزاد انديشي، قم، انتشارات مركز مديريت حوزه‌ي علميه‌ي قم، چاپ اول 1383
  • هستي و هبوط انسان در اسلام، حميد پارسانيا، قم، دفتر نشر معارف، چاپ اول، تابستان 1383
  • همگرايي دين و دانش، محمدتقي جعفري،  ترجمه‌ي عبدالهادي بروجردي، تهران، مؤسسه‌ي تدوين و نشر آثار علامه جعفري، چاپ اول 1385
  • تحقيقي در فلسفه‌ي علم، محمدتقي جعفري، تهران، مؤسسه‌ي تدوين و نشر آثار علامه جعفري، چاپ سوم 1386
  • علم و دين در حيات معقول، محمدتقي جعفري، تهران، مؤسسه‌ي تدوين و نشر آثار علامه جعفري، چاپ چهارم 1386
  • توسعه و مباني تمدن غرب، سيد مرتضي آويني، تهران، نشر ساقي، چاپ چهارم 1383
  • اوتوپي و عصر تجدد، رضا داوري اردكاني، تهران، نشر ساقي، چاپ اول 1379
  • درباره‌ي غرب، رضا داوري اردكاني، تهران، هرمس، چاپ اول 1386
  • درباره‌ي علم، رضا داوري اردكاني، تهران، هرمس، چاپ اول 1386
  • ما و راه دشوار تجدد، رضا داوري اردكاني، تهران، نشر ساقي، چاپ اول 1384
  • مدرنيته و فرهنگ توهم، اصغر طاهر زاده
  • گزينش تكنولوژي از دريچه‌ي بينش توحيدي، اصغر طاهرزاده، اصفهان، انتشارات گلبن، چاپ اول 1372

 

ليست كتب پيشنهادي دوستان:

  • قبض و بسط تئوریک شریعت، عبدالكريم سروش
  • بسط تجربه نبوی، عبدالكريم سروش
  • هرمتيكا، پيتر گندي، فرديدالدين رادمهر، نشر مركز
  • از علم ديني تا علم سكولار، مهدي گلشني
  • سنت، ايدئولوژي، علم / حميد پارسانيا، بوستان کتاب
  • ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

در باب علم و فلسفه‌ي علم سخن بسيار گفته شده و بخش‌ها و شعب بسياري از آن استخراج گشته، بدان حد كه غور و تعمق در هر يك محتاج صرف زمان زيادي است.

در اين مجال، بناي آن هست تا فرضيه‌اي مطرح گردد و صحت و سقم يا ابطال آن بررسي گردد.

 فرضيه: انسان منهاي وحي نمي‌تواند در علوم تجربي به ساختاري دست يابد كه داراي ضرورت، كليت و ثبات باشد.

 اين مطلب بدان معنا است كه پيام‌بران نخستين پايه‌گذاران بسياري از شاخه‌ها در علوم تجربي بوده‌اند. اين بررسي در چند شعبه پي‌گيري مي‌شود. بخش ابتدايي جست‌وجو و پژوهش در متون تاريخي است. به خصوص آن دسته از متوني كه از شرح و تفصيل آفرينش انسان و هبوط وي به زمين آغاز كرده‌اند و به زندگاني انبياء و مردمان از آغازين روزهاي خلقت آدمي پرداخته‌اند. گاه يافتن گزاره‌هايي تاريخي از اين دست در باب علوم در طول زندگاني وحياني انسان، بسيار اين فرضيه را تأييد مي‌كند ليكن آن‌چه مانع تصديق همان گزاره‌ها است عدم اطمينان در صحت‌شان مي‌باشد. كاوش در زندگاني پيام‌بران در اين بخش انجام خواهد شد.

بخش ديگر پرداخت به احاديث و رواياتي است كه از پيام‌بر اكرم صلوات‌الله‌عليه‌وآله و ائمه‌ي اطهار عليهم‌السلام به دست‌مان رسيده است كه حاوي نكات جالب و مفيدي براي ادامه‌ي مسير مي‌باشد.

بخش سوم ديدگاه عقلي و فلسفي حكيمان اسلامي است كه از جمله‌ي تأثيرگذارترين ايشان مي‌توان جناب شيخ‌الرئيس را نام برد. ديدگاه‌هاي شيخ اشراق نيز در حد توان مورد بررسي قرار مي‌گيرد. اما در اين بخش نگاه‌ صدرايي با حكمت متعاليه در فضاي وحدت وجودي بسيار شگرف خواهد بود.

بخش لازم ديگر، بررسي برخي نظريات انديش‌مندان غربي است در باب فلسفه‌ي علم و ريزتر در حوزه‌ي علم تجربي. هرچند چهارچوب فكري ايشان، گاه و بسيار (و البته در نگاه‌هاي نخستين) در ردّ اين فرضيه به نظر مي‌رسند اما در طي مسير و تعمق بيش‌تر مي‌توان گزاره‌هايي مؤيد فرضيه يافت و يا تبعات قبول انديشه‌‌هاي همان متفكرين، منجر به قبول ورطه‌هايي نزديك به فرضيه‌ي حاضر است.

از منظر ديگر مي‌توان در ساحت کنکاش در رابطه‌ی علم و دین و مبحث امكان توليد علم ديني نيز به فرضيه‌ي حاضر پرداخت.

اما نكته‌ي حائز اهميت در طي اين مسير، اميد به حضور، هم‌راهي و راه‌نمايي گرامياني است كه در اين حوزه دغدغه، مطالعه، تجربه يا تخصصي دارند.

ان شاءالله به مرور مطالب را در وبلاگ قرار مي‌دهم؛ ضمن اين‌كه سلسله‌ي مربوط به «شناخت، تاريخ، هويت» كماكان تحت پي‌گيري است.

                                              

پی‌نوشت: عنوان مطلب را فعلاْ به همین‌گونه پذیرا باشید، هر چند در آن تناقض باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

۱. انسان براي تكامل نياز به شناخت دارد. شناخت و آگاهي در تمام مراتب و مختصات انساني آغازين مرتبه‌ي حركت است.

 

۲. تاريخ، از جمله منابع شناخت و مختص آدمي است. با اين منبع، مي‌توان علاوه بر شناخت سير تحولات بشري، به حركت به سمت تكامل، سرعت و شتاب بخشيد.

 

۳. براي دست‌يابي به شناخت در تاريخ، بايد آن‌را تحليل كرد. فلسفه‌ي تاريخ، به تعبيري، آن‌‌گاه شكل مي‌گيرد كه با روي‌كردهاي تحليلي و كاوش‌گرانه به سراغ تاريخ برويم.

 

۴. تحليل تاريخ، آن زمان به ياري انسان مي‌شتابد كه بر دو وجه نظارت كنيم. ابتدا اِخبار تاريخ است. سپس مداقه در تحليل است.

 

۵. آن‌گاه كه اِخبار از جانب توده‌ي مردم باشد، هركس بسته به فهم خويش، عينيت حادثه را از معبر درك خود بيان مي‌دارد. هم‌چنين است بيان وجهي از وجوه حادثه از منظر توده. خطا و نقصان در اين حالت بسيار مي‌گردد. به مدد تكنولوژي، روايت نزديك‌تر به عينيت حوادث در قرون اخير ميسر شده است. علم تاريخ، ناظر بر روايت تاريخ است و بر صدق و كذب آن نظر مي‌دهد.

 

۶. از آن روي كه در روايت خطاي بسيار وجود دارد و هم‌چنين معابر و مراتب بسيار درك انساني، سفارشات فراواني ناظر به مباركه‌ي «...سيروا في الارض» بيان شده است. رسيدن به يقين در شناخت، دوري از تقليد در باور گزاره‌ها از اهم نتايج چنين سيري است.

 

۷. پس از نظارت بر صحت مقدمات تحليل تاريخ، نوبت به وجه دوم مي‌رسد كه همانا مداقه در تحليل است. لازمه‌ي اين دقت، علاوه بر سلامت و قدرت قواي عقلي، برخورداري از سواد شناسايي است. بسته به انواع سواد، وجوه تحليلي متفاوتي پديد مي‌آيد. روي‌كردهاي تحليلي روان‌شناسانه، جامعه‌شناسانه، تمدن‌محور و فرهنگ‌شناسانه، اقتصادي، سياسي و ... حاصل از اين تفاوت است.

 

۸. تحليل‌هاي حاصل شده، زماني به بالاترين شتاب‌بخشي براي حركت تكامل‌جويانه منتهي مي‌شود كه تحت افقي دور ترسيم شوند. نماياندن افق را جهان‌بيني عهده‌دار است. جهان‌بيني با استفاده از فلسفه، چتري براي هم‌گرايي تحليل‌ها و اعتباربخشي به آن‌ها فراهم مي‌آورد.

 

۹. دين، ناظر به تمام موارد فوق است. دين، ضمن ترسيم حقيقت، مسير حركت به سمت آن را نيز بيان مي‌دارد.

 

۱۰. شناخت حاصل شده از تاريخ هم‌راه ‌با تحليل، به انسان هويت مي‌دهد و در تكميل هويت او مي‌كوشد. اين هويت‌دهي، هم در مساحت فردي ممكن مي‌شود و هم در مساحت اجتماعي.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

«قرآن و عرفان و برهان از هم جدايي ندارند» عنوان كتابي است تأليف آيت‌الله حسن‌زاده كه به كنگره‌ي بزرگ‌داشت علم منطق در دانشگاه تهران تقديم شده است.

آن‌چه در اين مجال مي‌آيد نه پرداختي است به موضوع كتاب كه البته بسيار جاي تأمّل دارد، بلكه آوردن گزيده‌اي از مقدمه‌ي كتاب است كه خود به تنهايي پژوهشي از سر حوصله و دقت را مي‌طلبد.

رعايت احترام به خوانندگان محترم ايجاب مي‌كرد تا تعاريف كوتاهي از برخي اصطلاحات منطقي در پي آورده شود؛ از آن روي كه برخي آشنايان اين فن هستند و لازم نبود در ابتدا با آوردن آن تعاريف حوصله‌شان زايل شود و از ديگر سو مطالعه‌كنندگان نا آشنا را بهانه‌اي شود براي دريافت به‌تر مطلب.

 

اما مؤلف عظيم‌الشأن كتاب، در مقدمه كه «سخني كوتاه در مكانت دانش ترازو» است، پس از مختصري در باب منطق، به اين‌جا مي‌رسد كه:

 

«... و نه تنها انسان است كه بايد دين و آيين و گفتار و كردارش منطقي باشد، بلكه خداي سبحان در سوره‌ي جنّ قرآن از آن طايفه حكايت مي‌كند كه با منطق دليل قرآن را پذيرفتند و به دين اسلام ايمان آوردند:

 

قُلْ اوحيَ اليَّ انّهُ اسْتمعَ نفرٌ منَ الجنِّ فقالوا انّا سمِعْنا قرآناً عجباً يهدي الي الرّشدِ فآمنّا به [سوره‌ي جن، آيات 2و3]

 

تا اين‌كه گويد:

 

و انّا لمّا سمعنا الهدي آمنّا به [سوره‌ي جن، آيه‌ي 14]

 

آري اين گروه پريان از طريق ضرب اول شكل نخستين قياس اقتراني منطق، راه رست‌گاري خويش را يافته‌اند و دين درست خود را به دست آورده‌اند، بدين روش:

 

القرآنُ يهدي الي الرّشد

و كلُّ ما يهدي الي الرّشدِ يَجبُ اَن يؤمَنَ به

فآمنّا به

 

صغري و كبري و نتيجه‌ي هر يك در كمال استواري است. يعني برهاني است كه مقدماتش قضاياي يقيني و منتج يقين است...»

 

همان‌طور كه در بالا ملاحظه مي‌شود عبارت « و كلُّ ما يهدي الي الرّشدِ يَجبُ اَن يؤمَنَ به» در آن آيه نيامده است و چينش قياس وجود آن را ايجاب مي‌كند. يعني با در نظر گرفتن چينش بالا، ما به قضيه‌اي ديگر (كبراي قياس) مي‌رسيم كه بايد صحيح باشد. اين روش خود ترفندي است براي به دست آوردن بسياري قضاياي ديگر از قرآن. حال گمان مي‌كنيد با اين روش، چه قضاياي ديگري و به چه تعداد مي‌توان از قرآن به دست آورد؟!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

فرات قال حدثنا محمد بن القاسم بن عبيد معنعناً عن ابي‌عبدالله عليه‌السلام قال:

 

«انا انزلناه في ليلة القدر»، الليلة فاطمة و القَدْر اللهُ، فَمَنْ عَرَفَ فاطمةَ حقَّ معرفتها فَقد أدرك ليلةَ القدر، و إنما سُمِّيت فاطمة لانّ الخلق فطموا عن معرفتها، او معرفتها، - الشك من ابي القاسم – قوله: «و ما ادريك ما ليلة القدر ليلة القدر خير من الف شهر» يعني خير من الف مؤمن و هي أم‌المؤمنين، «تنزل الملائكة و الروح فيها» و الملائكة المؤمنون الذين يملكون علم آل محمد (ص) و الروح القدس هي فاطمة «باذن ربهم من كل امر سلام هي حتي مطلع الفجر» يعني حتي يخرج القائم. (ص218 طبع نجف)

 

هزار و يك كلمه، جلد 2، كلمه‌ي 275، آيت‌الله حسن حسن زاده‌ي آملي، قم، بوستان كتاب، چاپ سوم 1381

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت   توسط مهدی دسترنج  | 

 

تأثير علوم رياضي در تقويت نفس و تقويم و تعديل فكر

«علم به قوانين حسابي و قواعد مسائل عددي در تقويت نفس انساني از اعظم وسائل است. به خصوص علم هندسه كه در تعديل و تقويم ذهن و فكر و قلم و بيان تأثيري به سزا دارد.

حكما و فلاسفه‌ي بزرگ گفته‌اند: براي رسيدن به معرفت حقايق اشيا، فكر را بايد به علوم رياضي ورزش داد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط مهدی دسترنج  |