در باب علم و فلسفهي علم سخن بسيار گفته شده و بخشها و شعب بسياري از آن استخراج گشته، بدان حد كه غور و تعمق در هر يك محتاج صرف زمان زيادي است.
در اين مجال، بناي آن هست تا فرضيهاي مطرح گردد و صحت و سقم يا ابطال آن بررسي گردد.
فرضيه: انسان منهاي وحي نميتواند در علوم تجربي به ساختاري دست يابد كه داراي ضرورت، كليت و ثبات باشد.
اين مطلب بدان معنا است كه پيامبران نخستين پايهگذاران بسياري از شاخهها در علوم تجربي بودهاند. اين بررسي در چند شعبه پيگيري ميشود. بخش ابتدايي جستوجو و پژوهش در متون تاريخي است. به خصوص آن دسته از متوني كه از شرح و تفصيل آفرينش انسان و هبوط وي به زمين آغاز كردهاند و به زندگاني انبياء و مردمان از آغازين روزهاي خلقت آدمي پرداختهاند. گاه يافتن گزارههايي تاريخي از اين دست در باب علوم در طول زندگاني وحياني انسان، بسيار اين فرضيه را تأييد ميكند ليكن آنچه مانع تصديق همان گزارهها است عدم اطمينان در صحتشان ميباشد. كاوش در زندگاني پيامبران در اين بخش انجام خواهد شد.
بخش ديگر پرداخت به احاديث و رواياتي است كه از پيامبر اكرم صلواتاللهعليهوآله و ائمهي اطهار عليهمالسلام به دستمان رسيده است كه حاوي نكات جالب و مفيدي براي ادامهي مسير ميباشد.
بخش سوم ديدگاه عقلي و فلسفي حكيمان اسلامي است كه از جملهي تأثيرگذارترين ايشان ميتوان جناب شيخالرئيس را نام برد. ديدگاههاي شيخ اشراق نيز در حد توان مورد بررسي قرار ميگيرد. اما در اين بخش نگاه صدرايي با حكمت متعاليه در فضاي وحدت وجودي بسيار شگرف خواهد بود.
بخش لازم ديگر، بررسي برخي نظريات انديشمندان غربي است در باب فلسفهي علم و ريزتر در حوزهي علم تجربي. هرچند چهارچوب فكري ايشان، گاه و بسيار (و البته در نگاههاي نخستين) در ردّ اين فرضيه به نظر ميرسند اما در طي مسير و تعمق بيشتر ميتوان گزارههايي مؤيد فرضيه يافت و يا تبعات قبول انديشههاي همان متفكرين، منجر به قبول ورطههايي نزديك به فرضيهي حاضر است.
از منظر ديگر ميتوان در ساحت کنکاش در رابطهی علم و دین و مبحث امكان توليد علم ديني نيز به فرضيهي حاضر پرداخت.
اما نكتهي حائز اهميت در طي اين مسير، اميد به حضور، همراهي و راهنمايي گرامياني است كه در اين حوزه دغدغه، مطالعه، تجربه يا تخصصي دارند.
ان شاءالله به مرور مطالب را در وبلاگ قرار ميدهم؛ ضمن اينكه سلسلهي مربوط به «شناخت، تاريخ، هويت» كماكان تحت پيگيري است.
پینوشت: عنوان مطلب را فعلاْ به همینگونه پذیرا باشید، هر چند در آن تناقض باشد.